ما و مهمونها

سلام این پستمون خیلی طولانی شد میدونم اما تقصیر پرشین بلاگ هم هست.چون من هر چی زحمت میکشم و پست میذارم اصلا نمیفرسته و منتشر نمیکنه.

ما ٣ تا مهمون عزیز داشتیم.خاله سانازو همسرشون و داداششون.خاله ساناز دوست ١۵ ساله من و از دوستان دوران دبیرستان من هستند.با اینکه هتل گرفته بودند و با تور اومده بودند اما سعی میکردیم بیشتر با هم باشیم و قدر این مدت کم رو بدونیم.

خاله ساناز خیلی ما رو شرمنده کردند و برای حامی کلی اسباب بازی و برای ما خوراکی هاش خوش مزه آوردند.در ضمن وسیله هایی رو که مامانم برامون فرستاده بودند رو هم زحمتش رو کشیدند.

عکسهای حامی مربوط به این روزها رو میزارم و رو عکسها توضیح میدم.

حامی با پیراهن و شلوار و کفشی که مامان جونی از سفری که رفته بودند براشون آوردند

بغلمامان جونی دستتون درد نکنه خیلی خوشگندبغل

ایشالا همیشه سایتون بالا سر ما باشه

حامی در پارک خرگوشها

حامی در berjaya hills در دهکده ژاپنی ها

حامی کیمونو پوش

حامی سوار تله کابین به مقصد شهربازی genting

حامی در شهر بازی سر پویده genting

***

مهمونامون رفتند و دوباره من یاد دغدغه مهد افتادم.باید تا اول ژانویه حتما ثبت نامش کنم و احتمالا همون مهد ی که دور بود ولی خیلی خوب بود میزارمش. بابا حامدم قراره کمکم کنه که با هم حامی رو ببریم و بیاریمش.

توکل به خدا

***

امشب شب یلداست و ما هم اینجا با دوستان کنار هم هستیم و این سنت و پاس میداریم.امیدواریم همه عزیزانی هم که تو ایران هستند با تمام مشکلات و فشارهایی که بهشون وارد شده و زندگی براشون سخت و سخت تر شده هم دلشون خوش باشه و امشب کنار بزرگترهای عزیز خوب و خوش باشن.و امید این تنها سرمایه باارزششون رو از دست ندهند که پایان شب سیه سپید است.

بزرگترها مامان باباها پدر بزرگ و مادر بزرگ ها دوستتون داریم و قدرتون رو میدونیم و جاتون کنار ما تو این شب چله ای (که باید بزرگترها واسه کوچگترها از خاطرات گذشته و تجربیاتشون بگن ) به عنوان گل مجلس واقعا خالیه

 

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم مامان مهدیار

سلام خانوم گل ایشالا امشب به شما هم خوش بگذره دوستم راستی عکسا باز نشد[قلب][ماچ]

آزاده مامان دیانا

چقدر عالی که با دوستان تجدید دیداری شد و بهتون خوش گذشه عزیزم. یلداتون مبارک.امیدوارم شب خوب رو پش سر بذارین.شادیهاتون به بلندای این شب طولانی و مستدام[گل]

سمیرا مامان هانا

خدا رو شکر که برای یه مدت هرچند کوتاه رو با دوستای قدیمی گذروندین. معلومه حسابی خوش گذشته . عکسا برام باز نشد بازم میام تا ببینمشون. امیدوارم پروژه مهد حامی جون به خیری به نتیجه برسه. رفت و آمد مسیر دور خیلی زود برای آدم عادی میشه نگران نباش عزیزم. آرزو میکنم افتادن هر برگ پاییزی آمینی باشد برای آرزوهای قشنگت. یلدا مبارک[قلب]

مامان جونی

سلام عزیزم از اینکه تنها نبودید خوشحال شدم عکسها باز نشد میبوسمتون جای مهمونهاتونم خالی نباشه به خدا میسپارمتون[خداحافظ]

سپیده عمه آریانا

سلام انسی جون خوبید یلداتون مبارک. خوشحالم که این مدت بهتون خوش گذشته. عکسها برام باز نشدند. انشااله که یک مهد عالی برای حامی عزیزم با شرایط ایده ال پیدا کنید . برقرار باشید[ماچ][بغل][قلب][گل]

عباس

سلام درباره «حقوق فرزندان ما، از زبان مبارك امام سجاد عليه السلام» نوشتم

مامان نگار

سلام انسی جون عزیزم با اینهمه نوشته خوب خوب که زیر عکسهات نوشته بودی دلمون برا دیدن عکسات ضعف رفت اما نتونستیم آخر عکسهای حامی جونم ببینیم[ماچ]

venus

hamie azizam asheghetam ba on lebase Japanese ke poshidi ensi azizam motmaen hastam ke be zoodi hami e aziz ro dar mahd sabte nam koni va dar ayandei na chandan door befekre daneshgah raftane hami mishi