روزهای سرد

امسال بدترین زمستون عمرم بود .ناشکری نمیکنم اما منی که عاشق برف و قدم زدن تو هوای سرد زمستونی بودم حالا تموم زمستون رو خونه نشین بودم و از پشت پنجره برف دیدم آخه من تنهام و وقتی حامی مریض میشه خیلی بهم فشار میاد((فدای سرت عشق من))

خدایا شکرت بابت همه نعمتهات.

حالا نه به خاطر برف ها!به خاطر ۱۰۰۱ چیز دیگه روز به روز دارم معنی اینو بهتر میفهمم که میگن مادر شدن فداکاری میخواد...

/ 8 نظر / 7 بازدید
حسين صادقی

سلام من مطالب وبلاگتون رو خوندم قشنگ می نويسيد اميدوارم که هميشه موفق باشيد من وبلاگی دارم که در آن درباره شگفت انگيزترين چيزهايی که نظيرش در هيچ کجای جهان يافت نمی شود مطلب می نويسم http://www.iran_konarak.persianblog.ir اگر يه نگاهی به وبلاگم بياندازيد ممنون ميشم. موفق و مويد باشيد.

هاله

سلام انسی جونم منم از آشنائی با شما خوشحال شدم من لينکتون می کنم شما هم حتما؛ لينک کنيد حامی عزيزم را هم بوسيد

سميه (ستاره طلايي)

آخی دست تنها خيلی سخته... واقعا عين حقيقته اول بايد فداکار باشی تا بتونی يه مامان خوب باشی

سحر

سلام چه پسرک نازی داری خدا واست نگهش داره! يک کمی که بزرگتر بشه٬ با هم ديگه می ريد برف بازی

آزاده حقيقت پناه

اميدوارم در اين روزهای سرد و همه روزهای ديگه سال دلتان گرم تنتان سالم باشه و سراسر وجودتان پر از شادی.حامی جونو از طرف من بچلونين و حتما حتما اسفند دود کنين.دومی را اول انجام بديد

پريسا مامان کيا

سلام انسی جونم بشين خانه بزرگ که شد با هم ميرين بهتر از مريض شدنشونهمنم اپم بدو طبق فرمايش شما دليلشو نوشتم

نسيم

سلام انسی عزيز. خوشحال شدم از حضورت يه نی نی پسر قشنگ ديگه هم به وبلاگايی که سر ميزدم اضافه شد ولی خانومی ميدونی چيه؟من اصلا نميتونم نوشته ها ت رو بخونم.يه چيزای ديگه به جای حرف نشون ميده.نميدونم چجوری بايد بخونم ميدونی چی کار بايد بکنم تا درست شه

نسيم

بازم سلام رفتم يه سر به ارشيو شده ها زدم.چقدر بامزس حامی گلم همه ارشيو باز شد.من ميتونستم بخونم.فقط بهمن ماه رو نميتونم بخونم.