یه پست طولانی

سلام عزیزان. ما این روزها حسابی سرگرم هستیم.حامی که به تازگی یادش افتاده میتونه علاوه بر فیلمهای کارتونی خودش تلویزیون هم ببینه و مشتری 24 ساعته nick jr شده و خوشبختانه این شبکه برنامه های آموزنده و برنامه ریزی شده ای داره و حامی هم حسابی با شخصیتهای مختلفش مثل dora و diego و little bill و max  ... ارتباط برقرار کرده.متفکر

***

قلبتو خونه کنار من مثل پروانه دورم میچرخه و همش میگه مامان دوستت دارم مامان من دخترمون و خیلی دوست دارم.قلبمامان نی نی مون کی از دنیا میاد؟ و خلاصه اینکه من به عنوان یک مادر احساس خوشبختی محضی دارم از داشتن حامی و هر بار شنیدن دوستت دارم ازش به من امید زندگی میده.قلبتمام مدت حواسش به منه و هوای منو داره.صبحها چشمش رو که باز میکنه میگه خوشگلم نازم starم  لبخندپاشو به من صبحونه بده .شبها هم موقع خواب میگه :خیلی دوستت دارم میدونی چند تا؟؟؟   thousand.تعجب

گاهی خجالت میکشم که انگار حامی مامان منه.خجالتیه روز وقتی حامی یکساله و نیمه بود و من کلافه از بچه داری یکی از دوستان به من گفت که بچه 3 تا 6 سال خیلی شیرین میشه و مطمئن باش خستگیت در میاد.الانم میدونم که محبت بچه ها تو این سنین شاید اقتضای سنشونه قرار نیست حامی همه عمر این طوری به من عشق بورزه و تا بوده همین بوده اما دارم حسابی خودمو از این محبت خالصش سیراب میکنم و همین حالا لذتش رو میبرم.لبخند

بغلخدایا شکرتبغل

حامی این روزها همش در مورد نی نی میپرسه.از غذا خوردنش تا حرف زدنش.اینکه حامی خیلی مواظبشه و نمی زاره کسی از لپش بوسش کنه.همش میگه مامان  یه وقت دخترمونو دعوا نکنین هاااااا ناراحت میشه...ساکتوقتی میریم پاساژ خرید با عشق و علاقه تو فروشگاههایی که وسایل نوزادی دارن همراه من میاد و همش میگه اینو براش بخرید اونو براش بخرید.چشمکخیلی ها همش از من میپرسن حامی حسودی نمیکنه؟ در چواب باید بگم خوب معلومه که با اومدن یه بچه دیگه حتی حالا که هنوز نیومده و لی حرفش هست خریدش هست و به هرحال هر چی به اومدنش نزدیک میشه حال و هوای خونه هم تغییر میکنه و بچه اول هم متاثر از این قصه میشه اما اینکه من بخوام دامن بزنم به این موضوع و اطرافیان زوم کنند رو بچه که این کارش از حسودی بود یا اون رفتارش از ناراحتی بود هیچ دردی رو دوا نمیکنه و بی فایده است.خوشبختانه علم اینقدر پیشرفت کرده که میشه به جای نشستن و زوم کردن رو حرفها و رفتار بچه با اصول و قواعد جلورفت و باعث کاهش هر چه بیشتر حساسیت شد.از خود راضی

هیپنوتیزمیکی از کارهای من این روزها شده تحقیق و تفحص در دنیای وب. هیپنوتیزمراستش اینجا من با سرعت بالای اینترنت و در دسترس بودن پایگاههای علمی برای کوچکترین مساله هم دست بدامن سایتهای مربوطه میشم.البته که حامی هم عکس العملهایی داره که اقتضای این شرایطه ( کلافهمثلا همش میگه منم میخوام کوچولو بشم .یا یه بار که من داشتم خرید میکردم بابا حامد گفت انسی جان بسه دیگه شما همش لباسهای کوچولو کوچولو براش خریدی بزار بدنیا اومد بازم میایم میخریم: حامی هم سریع گفت آره مامان چقدر براش خرید میکنی؟....کلافه)

خوب من هم از تحقیق در مورد زایمان و کلمات انگلیسی مربوط به اصطلاحات زایمان گرفته تا نحوه نگه داری از نوزاد دختر و تا کلید های رفتار با کودک اول و .... خودم رو سرگرم کردم و اینطوری سعی میکنم جای خالی یک پزشک زنان و زایمان هم زبون و یک روانشناس ایرانی کارکشته رو پر کنم .

***

این مدته با حامی رفتیم تولد ماهک جون و خیلی به هممون خوش گذشت.دست خاله مریم و عمو مهدی درد نکنه.

***

بعد هم یکی از دوستان اومده بودند مالزی و از شانس حامی خواهر زاده ها ی این عزیز هم در سفر همراهشون بودند و به اتفاق اونها به آکواریم کوالالامپور رفتیم و حامی در کنار اونها حسابی خوشحال بود.

***

جدیدا آقا حامی سوژه جدیدی پیدا کرده و همش در رویاهاش خودش رو صاحب انواع حیوانات خانگی میبینه. از poppyگرفته تا همستر تا جوجه و sheep .بهش قول دادم که اگه یه روزی یه خونه حیاط دار بزرگ داشتیم همه اینا رو براش بخرم و اون در جواب گفت: چرا خونمون و نمی بریم کنار school من؟ اونجا همه خونه ها حیاط دارن...تعجب

***

خیال باطلرویای بعدی حامی هم شده برف. هررور میگه مامان کی برف میاد؟ چرا من کاپشن ندارم؟ دوست داری وقتی برف اومد برات چی درست کنم؟ میتونم برف و بخورم ؟ میخوام بخوابم تو برفها و...خیال باطل

***

و اما چشمتون روز بد نبینه که ما بعد از قرنی که دلمون برا حال و هوای سریال های ایرانی تنگ شده بود تصمیم گرفتیم سریالهای ماه رمضون رو دنبال کنیم. ماشالا به جز سه دونگ سه دونگ همشون به طرز وحشتناکی ترسناک بودن.ماهم که گفتیم دیگه اینا حتما سریالهای عرفانیه و ماه رمضونیه با حامی نشستیم به تماشا که البته دیدن حامی در حد یک قسمت همان و سوالهای عجیب و غریبی که جکایت از ترس و نگرانی حامی داشت همانا.

واقعا به حال صدا و سیما متاسف شدم عصبانیکه حتی دلش نیومده هشدار بالای 13 سال بزنه رو این سریالها و اینطوری با روان مردم بازی میکنهکلافه.حامی که جای خود داره اما اون صحنه ای که نوچه یاور تو 5 کیلومتر تا بهشت موقع فرار با کامیون برخورد کردو بعد بلافاصله خودش رو بالای سر جنازه اش دید و یا نشون دادن صحنه دار زدن و پاره شدن طناب دار و... فکر نمیکنم که برا خیلی بزرگتر از حامی هم قابل هضم باشه ( البته حامی که این صحنه ها رو ندید و لی مطمئنم خیلی از مامان باباها تو ایران ناراحتن از این موضوع که بچشون نا خواسته داره همچین صحنه هایی رو از تلویزیون میبینه) .در کنار این مسایل خنده دار و مضحکی هم گنجوندن. آقای روح میره تو خونه آیدا و آیدا رو میبینه که داره ازش در مقابل بابا و داداشش دفاع میکنه.اما تو اتاق آیدا نمیره میگه من نا محرمم شاید اون بی حجاب باشه.خندهنتیجه گیری اخلاقی اینکه آیدا فقط وقتی تنهاست بی حجابه و از بابا و داداشش حجاب میگیره.خنده

جالبه که اینجا تو مالزی ماه رمضون واقعا یعنی ماه رحمت.اینجا دولت مالزی از چندی قبل از شروع ماه مبارک ارزاق و نیازمندی های مردم رو به وفور عرضه میکنه و همه جا قیمتها شکسته میشه.مرغ و گوشت بیشتر از همیشه در دسترس مردمه و کیفیت ها بهتر میشه.مردم هم خوشحالن و از روز اول در تدارک عید فطرند. جالبه که اون چینی  و هندی نا مسلمون هم ناخواسته مشمول برکات رمضان میشن و به معنای واقعی سفره ای پهن شده  که همه رو سیراب میکنه. تموم فروشگاهها در حراجند و مناسبت حراجشون هم hari raya aydilfitri هست.اینجا هیچ کس خودش رو برتر نمی دونه .مسلمون ها به نامسلمون ها چپ چپ نمیکنند و همه با هم دوستند.لحظه افطار رستورانها از هندی و چینی و مالایی روزها دار و غیره پر و خالی میشه و وقتی میبینی ماه رمضون کاروکاسبیشون رو کساد نکرده بلکه برکت هم آورده بیشتر لذت میبری.

اما تو ایران سالهاست که ماه رمضون شده روح و ناامیدی دست از دنیا کوتاه بودن و عذاب و برزخ و بدبختی و بیچارگی و بی سوادی یه خانواده 8 نفره و ...

سفره های رنگارگ در تالارهای پر زرق و برق شهر و نگرانی از تهیه گوشت و مرغ و برنح 10 روز قبل از ماه مبارک و مصاحبه انواع مدیران و مسئولان در مورد وفور نعمتهای خیالی و توهم بالا نرفتن قیمت ها که فقط از عهده مسئولین عزیز بر میاد.

اینجاست که آدم وقتی این همه تفاوت رو میبینه که البته الان فقط در مورد یه موضوع از یک دین مشترک بود و تفاوتها در تمام زمینه ها مشهوده با خودش فکر میکنه مگه میشه شک نکرد؟؟؟

***

قلبو اما 24 مرداد هم تولد باباحامد بود و منو حامی هم  شب تولدش رفتیم براش کیک خریدیم و تو یکی از رستورانهای ایرانی کنار درباچه غافلگیرش کردیم.قلب

***

این پست خیلی طولانی شد البته حرفهای دیگه ای هم بود که نزدم اما بگذریم.

 

یولدیگه تا شروع مجدد مدرسه حامی چیزی نمونده و تا اومدن مامان جونی هم همینطور.تا بدنیا اومدن دخترمون هم کمتر از یک ماه مونده.ما سعی میکنیم این مدت تعطیلات حامی هم حسابی بهش خوش بگذره و چند جایی که بهش قول دادیم ببریمش.منتظر

عینکدر مورد اسم نی نی هم تا حدودی به نتیجه رسیدیم که به زودی اعلام میکنم. اما باید بگم هیچکدوم از اسمهای قبلی نیست .عینک

/ 19 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان ریحانه جون

سلام انسی جونم خوبی دلم برات یه ذره شده ایشاله به زودی دخمل قشنگت بدنیا میاد وشما هم طعم خوب دحتردار شدن می چشید ریحانه منم مثل حامی جون همش قربون صدقه من میره ایشاله خدا خودش محافظ همه بچه ها باشه به امید دیداردوست دارم

سپیده عمه آریانا

سلام انسی جون خوبید نی نی تو راهی مون چطوره قربون حامی قشنگمو عکسهای خوشگلش برم من . انشااله همیشه شاداب و سلامت باشه . چیزی به اومدن دخملی کوچولوتون نمونده . انشااله که این ماه آخر هم به سرعت براتون بگذره و دخمی صحیح و سات قدم به این دنیا بگذاره . تولد همسر عزیزتون رو هم تبریک میگم . سایه شون همیشه مستدام . حامی نازم رو ببوسید . مواظب خودتون باشید .[ماچ][بغل][قلب][گل][گل][گل][گل]

ماری

سلام دوست عزیز حامی جون جالش خوبه بچه ی باهوش ,زرنگی دارید حتما اینجا بیایید این وب یه البوم عکس برای تمام بچه هاس اگه دوست دارید عکسی از فرزندتون همیشه بمونه و میخایید فرزندتون دوستای جدیدی پیدا کنه میتونین به ما سر بزنید کار ما اینه که عکس بچه های شمارو تو این البوم به نمایش میزاریم و از استعداداش و بازیگوشی اش میگه برای رسوندن عکس بچه هاتون به وبلاگ کافیه که ادرس عکس اپلود شده رو تو قسمت نظرات بزارید با ادرس وبلاگتون ما هم به وبلاگ شما سر میزنیم وبا هم اشنا میشم فقط از دوستان تقاضا دارم که عکسی بفرستن که تا حالا تویه وبلاگشون نزاشته اند و جدیده منتظر عکسای شما هستم http://albomax20.niniweblog.com اگه امکانش هست منو با اسمه آلبوم عکس بچه های باهوش و زرنگ لینک کنید دوست عزیز سر بزنید ممنون

مامان نگار

سلام انسی جون خوبی گلم چه قدر خوشحال شدم بعد از مدتها ازتون کامنت دیدم منم همینطور گلم شما بزرگوارید و خیلی خیلی به ما لطف دارید قربونت برم من بس که خوب و مهربونی ماهم خیلی دوست داریم امیدوارم هرچه زودتر هم به سلامتی فارغ بشید و ما عکسهای دخمل نازتو ببینیم حامی قشنگمو هم ببوسین[قلب]

گل دختر

خوب دیگه چیزی تا اومدن نی نی نمونده حالا قراره شهریوری بشه یا مهر ماهی ؟؟؟؟ راستی برای هانا زادیتن اصلا فایده ای نداشته حتی پروسپان گیاهی رو امتحان کردم فقط یه دوره قرص سینگول ایر خوب بود و الان متاسفانه وقتی خیلی خسته میشه سیتریزین بهش میدم... امیدوارم خیلی زود با خبرای خوب خوب راجع به گل دخترتون اسمش تاریخ به دنیا اومدنش و .... بیایی[قلب]

نسرین مامان هلیا

خدا حامی جون و برات حفظش کنه .همینطور خواهر حامی جون هم خدا مواظبش باشه.تولد همسری هم تبریک میگم

چاپار سافت

سلام. تعدادی از مطالبتون رو خوندم. با توجه به محتوای خوبی که شما توی وبلاگتون دارید، خوشحال میشم اگر با هم تبادل لینک داشته باشیم. لطفا سایت من رو ببینید و اگر مایل بودید توی سایتم برام پیغام بگذارید تا تبادل لینک کنیم. قبلا هم پیغام گذاشتم براتون ولی جوابی ندادین :( راستی لینک کوتاه شده ست. اگر روش کلیک کنید بعد از چند لحظه سایت من باز میشه. منتظر پاسختون هستم.