حامی و شيرين زبونی

300775543.jpg

سلام . ما این دو سه روزه سرگرم شیرین زبونی ها و البته شیطونی های حامی بودیم.5شنبه دختر عموی من به اتفاق همسر و دختر خوشگلشون «ترنم جون» که همش 3 ماهشه به خاطر تولد حامی مهمون ما بودند.حامی خیلی خوشحال بود بهش حسابی خوش گذشت در ضمن تا تونست شیطونی کرد راستش تازه داره شیطونی هاش شروع میشه و من هم حسابی کلافه ام و فکر کنم تازه ازاین به بعد خونه نشینی های من شروع میشه و از این بابت خیلی نگرانم.آخه اصلا از اینکه برم مهمونی یا مهمون بیاد و بچه اینقدر شیطونی کنه که هر کس یه تئوری و نظریه بده خوشم نمیاد و واقعا هم نمی دونم اخه به بچه 1 ساله چی میشه گفت؟

یه چیز با مزه  دیگه که اتفاق افتاده و در اون حال من و بابا حامد میخواستیم بخوریمش اینه که حامی به آب میگه با اما اول اشاره میکنه و بعد که بهش میگیم آب می خوای؟ شروع میکنه به با گفتن. حالا دیشب یهو از خواب بیدار شد و گفت با – با –با  و من و بابا حامد دیوونش شده بودیم.

300775542.jpg

                              

                                   «  ترنم خانم ما»

/ 5 نظر / 15 بازدید
ليلي مامان يونا

ای جان دلم. تولدت مبارم گلم. ماشالله به مامانی بگو پينگ کنه ما متوجه بشيم آپ هستی.براش لينکشو گذاشتم http://pinger.blogard.com/

مريم مامان فاطمه

حالا کجاشو ديدی. شيطونی هاش هنوز شروع نشده. ولی ناراحت نباش بچه کوچولو با همين شيطونی ها دوست داشتنی ميشه. کمی که بزرگتر شد و عقلش رسيد يادش ميدی. بذار از بچگی و شيطونی کردن لذتش رو ببره. قربون حرف زدنش بشم. اينقدر بلبلی ها بکنه و اينقدر خورده بشه. خيلی شيرينه وقتی که براتون يک توپ دارم قلقليه رو با زبون بچگونه ميخونه. ببوسش

مريم

سلام خوشحالم به خانه کوچک ما اومديد لينکتون کردم اسالگی گل پسر مبارک

زهرا سادات

سلام وبلاگ کتاب کودک با مطلب جدید به روز شده. حضور شما باعث خوشحالی و نظر شما باعث بهبود وبلاگ است. با تشکر