حامی و آغاز مرحله جديدی در زندگی

حامی این روزها حرکات و کارهاش عوض شده و خیلی هوشیاره.مثل گذشته نمی شه با اسباب بازی و چیزهای جدید سرش رو گرم کرد.دائم داره نق میزنه و میخواد یکی حتما همراهش باشه. مامان اینام این تعطیلی اومدند پیش ما البته پدر بزرگ پدری من بدلیل ناراحتی ریوی در بیمارستان کسری بستری و تحت عمل جراحی قرار گرفتند(محتاج دعای همه شما عزیزان هستیم ) و این موضوع مزید بر علت شد تا بابا اینا بیان تهران پیش ما.

حامی از وقتی اومدند یه بند نق زده که هر کدومشون تک تک بیان پیش تو اتاقش و با هاش بازی کنند و یا اینکه جدیدایاد گرفته جاروشارژی رو میگیره و میگه روشن کنید من جارو کنم و هی جارو رو میکشه رو زمین.

از طرفی حامی ای که خیلی خوب غذا می خورد و میل به غذا نشون میداد چهار پنج روزیه که اصلا درست حسابی غذا نمی خوره وفقط می می میخوره و برای یه مادر که همه عشقش بچه اشه هیچی غیر قابل تحمل تر از این نیست که یکی بعد از چند وقت ببیندش بگه چقدر لاغر شده!

/ 1 نظر / 8 بازدید
آزاده حقيقت پناه

اميدوارم هرچه زود تر پدربزرگتون سلامتی کاملشونو به دست بيارن و شفای عاجل پيداکنن.انشاالله