حامی و سرماخوردگيش

امروز حامی از صبح که بیدار شد کسل بود37.gif بردمش بهداشت برای قد و وزن خدا رو شکر نرمال بود05.gif از اونجا به همراه مامان جونش رفتیم ارایشگاه تو ارایشگاه خیلی سروصدا کرد42.gif فضا کوچیک بود و دیوارها پراز عکس حامی دوست داره با همه صحبت کنه و همه هم به اون توجه کنن.34.gif

به خاطر همین جایی که میرم خیلی اذیت میشیم هر دو مون  وقتی تو خونست برنامش روتینه ؛ در هر حال هرطور شده کارمون رو انجام دادیم و برگشتیم خونه مامان جون.25.gif

بعد از ظهر هم اونجا بودیم ومن همش  دنبال حامی که کار زیاد نکنه  19.gif خلاصه که خیلی روز خسته کننده ای بود در ضمن اینکه شب سرفه و اب ریزش بینیش بیشتر شد و شب به سختی نفس میکشید20.gif12.gif

منم حسابی کم اورده بودم چون طاقتم خیلی کمه14.gif02.gif

خودم احساس میکنم از دندونشه اخه دفعه قبل هم همینطور بود اما بازم خیلی نگرانم.26.gif

پسر گلم مامان عاشقته خودت که میدونی چقدر دیوونتم مامانی نبینم مریض شده باشی نفسم08.gif08.gif08.gif08.gif11.gif

/ 0 نظر / 6 بازدید