بازگشت به ایران

حدود 7 ماهی میشه که ما برگشتیم ایران.3 ماهه که خونه ی خودمونیم و این روزها در حال سازکار شدن با محیط کنونی هستیم.راستش کمی جاافتادن دوباره و رو روال افتادن سخت بوده و من و بابا حامد داریم سعی میکنیم شرایط مطلوب رو دوباره ایجاد کنیم.وضعیت نابسامان ایران و هیجانهای کاذب و منفی این روزها زندگی همه رو تحت الشعاع قرار داده.واقعیت اینه که بچه ها کاملا وقت من و پر کردن و من زندگی رو دور تند رو تجربه میکنم.بودن با این دو تا وروجک با خصوصیات و نیازهای خاص خودشون شیرینی خاصی به زندگی ما داده و من خدا رو بخاطر داشتنشون شاکرم و از این بخش زندگیم که میشه گفت کاملا وقف این دو تا فسقلیه راضیم و لذت میبرم.

اغلب دوستان و اقوام و عزیزان گلم کمی از من دلخورند که چرا خبری ازم نیست و رابطه هام محدود شده.( حالا تو این گیر و دار  هفته پیش موبایلم هم گم شد و اوضاع خرابتر )از همین جا بهشون میگم خیلی برام عزیزن و میخوام که منو ببخشن و کمی شرایطم رو درک کنند.ایشالا یکم که بیشتر جا بیافتم و زندگیمون رو روال بیافته از خحالت همشون در میام. متاسفانه اینقدر مشغولم که اغلب وقت کم میارم.

حامی امسال پیش دبستانیه و ما هم مثل بقیه ی بچه مدرسه ای دارها مهمونی رفتن و مهموندار شدنمون محدود شده به آخر هفته ها که اونم زمان خیلی کمیه.

مانلی از روز تولدش شروع به راه رفتن کرده و خیلی خطرناک شده و همش باید دنبالش باشم.بابا حامد هم اغلب مشغول کاره و همگی سرگرمیم.

/ 4 نظر / 46 بازدید
آزاده حقیقت پناه

سلام انسی جون فدات بشم. دلم براتون تنگ شده بود انشالله همیشه همگیتون سلامت شاد و خوش و موفق باشید و همه چیز براتون به عالیترین نحو پیش بره و بهترین حالت ممکن رو داشته باشه یکدنیا سلامتی و شادی برات آرزو دارم راه رفتن این عسلی خانم دلبر نازمون هم مبارک ببوس گلهای قشنگتو

آزاده حقیقت پناه

سلام انسی جون فدات بشم. دلم براتون تنگ شده بود انشالله همیشه همگیتون سلامت شاد و خوش و موفق باشید و همه چیز براتون به عالیترین نحو پیش بره و بهترین حالت ممکن رو داشته باشه یکدنیا سلامتی و شادی برات آرزو دارم راه رفتن این عسلی خانم دلبر نازمون هم مبارک ببوس گلهای قشنگتو