شيرين زبونيهای حامی

امروز پسرم خیلی اقا بود و خیلی مراعات مامان سرماخورده اش رو میکرد.فردا مامان جونی و باباجونی که تهران کار دارند قراره سری هم به ما بزنند و بعد از حدود ۳هفته ما ببینیمشون و ما هم داریم لحظه شماری میکنیم.

از پیشرفت های کلامی حامی بخوام بگم پسرم اوای «بله» و «سلام» و «افتاد » و «رفت» رو خیلی نزدیک به کلمه اصلی بیان میکنه و یواش یواش داره از «نه» بی وقت و با وقت استفاده میکنه.

                     08.gif 11.gif الهی مامان فدای تو بشه که بهترین هدیه الهی ما بودی11.gif08.gif

/ 0 نظر / 11 بازدید