تسلیم شدن مامان و بابا

چند روز گذشت و حامی هر روز صبح بیدار شد و رفت مهدو اومد و cd هم دید زیاد هم دید قهر,کلا ما ازش خیلی راضی بودیمچشمک و به یک سری نتایج رسیدیم. 

1- تنهایی های حامی رو cd پر میکنه دیگه سوال...واین معضل رو همه پدر مادر ها دارن و مشکل این نسل از کودکانهچشم

3- پس از بررسی های به عمل آمده به این نتیجه رسیدیم که حامی زیاد به صفحه تلویزیون نگاه نمیکنه از خود راضیو وقتی the wiggles نگاه میکنه همش باهاشون میرقصه  و کارتون های toy story رو هم دراز میکشه رو مبل و همزمان با کارتون , عروسکهای خودش رو هم میاره وهمزاد پنداری میکنهمتفکر.

4 - به صورت کاملا اتفاقی رفتم سراغ دفترچه ای که از دورانبغل مهد ایران مهربغلرفتن حامی داشتم و  نکات صحبتهای آقای دکتر کاربخش که هر 2 هفته یک بار به مهد میامدند و برای پدر مادر ها جلسه میگذاشتند رو توی اون پیدا کردم.هورا

ایشون اعتقاد داشتند که سنین 3 و4 سالگی سن شناسایی خود درونی بچه هاست و پدرو مادر تا جایی که امکان داره باید با بچه مدارا کنند و از کاری منع نکنند.علاوه بر اون بچه با انجام کارهای مختلف که با میل خودش انجامشون میده در واقع داره به دنبال خلاقیت میره و با این کار خلاقیت خودش رو پرورش میده.

عینکاینکه مثلا حامی اصلا اون چیزی رو گه ما بهش میگیم بپوش نمی پوشه و خودش انتخاب میکنه برای مهد یا خونه و... چی بپوشه هم مصداق این اصله.عینک

ماچاینم یه عکس از حامی در مهد ایران مهرماچ


باید اعتراف کنیم که در مقابل استدلال های آقا حامی خیلی کم آوردیمخجالت و هر وقت که به نشانه تنبیه اون رو به اتاقش میفرستیم با زیرکی تمام کاری میکنه که من و بابا هر دو به اتاقش رفته بوسش کنیمماچ نازش کنیم و دست از تحریم بکشیم خنده. ما هم به این نتیجه رسیدیم که بهتره کاملا مسالمت آمیز و با منطق و کمی اغماض با رفتارهای حامی برخورد کنیم و رابطه رو در حد صلح آمیز نگه داریم.

نیشخندپی نوشت :خدا رو شکر ادبیات اوس میم هنوووووووز رو ما تاثیر نذاشتهنیشخند

/ 9 نظر / 13 بازدید
مامانشون

سلام مامان مهربون و منطقی[ماچ][قلب] ببوسید حامی عزیز رو[ماچ] بند آخر این پست اول صبحی دلمونو شاد کرد ممنون[خنده][ماچ]

omid

bache yani hamin dige ,midoonid hameye deltangihash ba cd hash por mishe bo0o0o0os

عمو بهروز

آفرین به این پسر با سیاست ,ببینم رئیس جمهور آینده میشی یا نه؟ مارو از دست این مموتی نجات بدی

مامان ریحانه جون

سلام مامان مهربون که اینقدر منطقی باهاش رفتار میکنی آفرین انسی جون اگه امکان داره میتونم از اون دستنوشته هات که توی کلاس آقای دکتر نوشتی یه جوری برام عکس بگیری وبرام ایمیل کنی تا من هم استفاده کنم چون به تازگی ریحانه جون فقط لباس مهمونی توی خونه میپوشه وما هر چی بهش میگیم که هر وقت رفتیم بیرون تنت میکنیم قبول نمیکنه وروزی 6تا 7 بار لباساش عوض میکنه وهی یه لباس دیگه رو دوست داره بپوشه ومن حسابی کلافه کرده بوس

خاله ونوس

خدا رو شکر که نگرانی شما در مورد این موضوع رفع شده. حامی عزیزم یه دنیا بوس.

سمیرا مامان هانا

سلام انسي جون ما اكباتان هستيم. مجبورم مهد دخترم هانا رو عوض كنم. داشتم درمورد مهدكودك ايران مهر جستجو ميكردم كه وبلاگ شما رو پيدا كردم. آيا حامي جون ديگه ايرانمهر نميره؟ ميتونم نظرتون رو در مورد اين مهد بدونم. ممنون ميشم راهنماييم كنيد. با اجازه لينكتون كردم تا بتونم دوباره بهتون سر بزنم.

آزاده مامان دیانا

عزیزم منم با افتخار لینکتون کردم. آرزو میکنم دوستای خوبی برای هم باشیم[قلب][گل]