آخراین هفته مهدحامی کتاب کارشون و داده بودند خونه تا ما پیشرفت بچه ها رو ببینیم.متفکر

تعجبدر کمال ناباوری حامی حدود 10 صفحه انگلیسی رو خوند کلمات رو میشناخت و باهاشون جمله میساخت و تا به اون روز حامی بروز نداده بود که چیزی بلدهتعجب. من سعی میکنم فیلمش رو آپلود کنم و براتون بزارم اما عکس هاش رو الان میزارم.تشویق

 

یکشنبه با دوستان جدیدمون هونام جون و خاله رزا و عمو فرید رفتیم پوتراجایاهورا.گشتی زدیم حامی و هونام جون حسابی بازی کردند .به ماهی ها غذا دادندو بهشون خوش گذشت.چشمک

 

***

پی نوشت:

1- شبا موقع خواب برای حامی قصه میگم.از 1 دونه تا 6,7تا.فرشتهاول همه قصه ها رو با " یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود "شروع میکنم هر وقت هم این جمله رو میگم بلافاصله میپرسه چراااااااااا؟هیپنوتیزم و من کلی براش توضیح میدم که خوب پسرم اول خدا بوده و بعد ما رو خدا درست کرده و خلاصه خیلی کار سختی انجام میدم, بعضی شیها من میشم بچه حامی میشه مامان و برام قصه میگه.امشب حامی گفت:یکی نبود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود بگو چرا؟؟

من: چرا؟سوال

حامی : خوب همه رفته بودند دیگه...خنده

***

با حامی رفتیم سوپر ایرانی آقاهه مالایی بود ولی فارسی هم بلد بود.من پرسیدم تافتون ندارین؟

حامی فورا گفت:این که زبون تو رو نمی فهمه عصبانیباید بهش بگی: do you have bread?گاوچران

***

داشتیم با بابا و دایی علی صحبت میکردیم.در مورد یک حرفی بود که خیلی دروغ شاخ داری بود و یکی از آشنایان که سالهاست در مالزی هستند زده بودندعصبانی.من گفتم مثل اینکه هر کی تو مالزی زیاد میمونه خل میشه!متفکر

حامی یدفعه گفت نه.ساکت دایی علی خندید و گفت پس چی میشه دایی؟متفکر

جامی گفت : داغون میشهخنده

/ 19 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپیده عمه آریانا

سلام جیگر این گل پسر ناز و باهوش رو برم من. انشااله همیشه اشد و برقرار باشید. صورت ماه حامی جونم رو ببوسید[ماچ][بغل][قلب][گل]

آزاده مامان دیانا

منم با افتخار لینکتون مردم عزیزم.امیدوارم دوستان خوبی برای هم باشیم[قلب][گل]

آزاده

سلام عزیزم. فدای این گل پسر شیرین زبون و نکته سنج حامی اگه دم دست من بود لپ سالم براش نمیموند. بگو چرا؟؟ چون من لپهاشو حسابی گاز میگرفتم براش اسفند دود کن میبوسمت.حامی جون رو ببوس و سلام برسون

میفا

سلام دوست عزیزم،من میفا کوچولو هستم،میشه به وبلاگه منم بیاید و کامل مطالعه کنید و نظر بدین؟ فکر کنم خوشتون بیاد. منتظرتون هستم.[گل]

مامانشون

سلام حامی جونم روزت مبارک الهی تا همیشه تندرست و شاد باشی عزیزم[ماچ]

سپیده عمه آریانا

سلام انسی جون ممنونم از حضور گرمی که داشتید . ماهم شما رو لینک کردیم . حامی گلم رو ببوسید.[ماچ][قلب][گل]

سمیرا مامان هانا

روز کودک برای گل پسر حامی عزیزم مبارک باشه[قلب] شاد و خندان باشید[لبخند]

مامان نگار

انسی جون دلمون ترکید عزیزم کجایی چرا نمی آی عزیزم؟

مامان جونی

من از اون اولش هم به هوش حامی عزیزم شک نداشتم چون مامانش وباباش هم باهوش هستند امیدوارم شاهد موفقیت همتون باشم به امید دیدار.

خانم توت فرنگی

دقیقن همینجایی که حامی دولا شده روی حفاظ و داره آب رو نیگاه می کنه من هم همین شکلی آویزون شدم و عکس هم انداختم. البته اگه اشتباه نکنم.. پشت سر حامی باید یه رستوران باشه که یه عالمه بوی گند می ده. و اونجا پر از گنجیشکه. و اسم مسجد اونجا رو فراموش کردم.. یادم رفته.[نیشخند]