حامی و شيطونی هاش

روز ۵ شنبه حامی مهمون خاله پگاه بود البته مامان خاله پگاه.من و حامی از ظهر تا عصری که بابا حامد بیاد اونجا بودیم و حسابی زحمت دادیم.عصری بابا حامی رو برد مغازه پیش عمو داریوش و ساعت ۱۰ شب اومدند اونجا.شب با خاله پگاه و عمو داریوش و بابایی حسابی شیطونی کردیم و خیلی خوش گذشت.

جمعه هم به قزوین نرفتیم  و مامان جونی برای کاری به تهران اومده بودند حامی هم رفت که مامان جونیش رو ببینه.شب وقتی من و باباحامد داشتیم بازی پرسپولیس و میدیدیم حامی سرگرم بازی بود وقتی پرسپولیس دقیقه ۹۶ گل زد من باباش جیغ زدیم و دست زدیم و حامی حسابی از این حرکت غیرمنتظره ما ترسید. الهی فدات بشیم من و بابا

شب هم سری به منزل عمو جان من زدیم و پس از اتیش سوزوندن های بسیار حامی به منزل برگشتیم.

/ 0 نظر / 5 بازدید