حامی و مهمونی و خونه تکونی

خوب من بعد از یه غیبت طولانی اما با دستی پر برگشتم ما این مدته خونه تکونی کردیم و حامی هم کلی کمکمون کرد از طرفی چند تا مهمونی رفتیم که نی نی داشتن و حامی هم کلی باهاشون بازی کرد.

شیطونی حامی تو خونه تکونی ما:

304184106.jpg

اولین مهمونی منزل دختر دایی من بود که کیمیا جون دارند و همون طور که تو عکسش ملاحظه می کنید با هم حسابی بازی کردند و ما هم به سحر جون اینا خیلی زحمت دادیم.

304184109.jpg

بعد از اون 2 و3 روزی مشغول خونه تکونی بودیم که حامی اینطوری به ما کمک کرد

بعد از اون رفتیم قزوین برای استراحت و دیداری تازه کردن با مامان جونی و بابا جونی اینا .

 

304134392.jpg

304132986.jpg

304132981.jpg

 

 

 

این چند روزی که قزوین بودیم سری به خاله جون بنده زدیم و ایشون هم زحمت کشیده بودند برای حامی کادوی تولد بلوز شلوار خوشگلی خریده بودند .

یه شب هم منزل شهره جون دختر خاله مامان من رفتیم که یه ثمین کوچولو دارند که با حامی تو یک روز و یک سال متولد شدند  و برای عرض تبریک تولد ثمین جون مزاحمشون شدیم خودتون عکس شیطونی های این دو تا وروجک رو ببینید دیگه

.

 304179198.jpg

304179197.jpg

304179189.jpg

 <div style="visibility:visible"><embed src="http://flash.picturetrail.com/pflicks/3/spflick.swf" quality="high" FlashVars="ql=2&src1=http://pic40.picturetrail.com/VOL396/10099642/flicks/1/3909604&src2=http://widgetize.picturetrail.com/flicks/3909604" wmode="transparent" bgcolor="#000000" width="460" height="350" name="twister" align="middle" allowScriptAccess="sameDomain" style="height:350px;width:460px" type="application/x-shockwave-flash"></embed><p style="whitespace:no-wrap;margin-top:10px;height:24px"><a href="http://www.picturetrail.com/misc/counter.fcgi?link=%2FphotoFlick%2Fsamples%2Fpflicks.shtml&cID=924"><img align="left" src="http://pics.picturetrail.com/res/pflicks/pt.gif" border="0"></a><a href="http://www.picturetrail.com/misc/counter.fcgi?link=%2FphotoFlick%2Fsamples%2Fpflicks.shtml&cID=925"><img align="left" style="margin-left:5px" src="http://pics.picturetrail.com/res/pflicks/pt2.gif" border="0"></a><a href="http://www.picturetrail.com/misc/counter.fcgi?link=http%3A%2F%2Fwww.picturetrail.com%2Fmanage%2Fflicks&cID=995"><img align="left" style="margin-left:5px" src="http://pics.picturetrail.com/res/pflicks/pt3.gif" border="0"></a></p>
</div>

یه شب هم منزل آقا مهدی اینا همسایه بالایی مامان جونی اینا مهمون بودیم که اینم عکس های مربوط به اون شبه:

304184104.jpg

                                 حامی و ریحانه جون  

      

304181216.jpg

این آقا حامی ما دیگه حسابی راه میره و برای رسیدن به خواسته هاش نیازی به ما نداره.زبونشم که با این بیزبونی یاز شده و حسابی منظورش رو می رسونه کلماتی که حامی میگه:

مامان-بابا- با(آّب)-ددر-به به-اه اه -داد(افتاد)-د(رفت)-جوجو-دو(جارو)-سلام به زبون خودش که نمی تونم بنویسم چی میگه-همه آقایون بابا هستند-

صدای حیوانات رو میگه پیشی رو ناله میکنه-هاپو میگه پو پو-ببعی میگه ب ب –گاو میگه ماما-تا کلید برق میبینه میگه جیز اما خودش دست میزنه-تا یکی از در تو میاد سلام میده-

/ 5 نظر / 9 بازدید
زهرا

سلام ناز گل. با اجازه لینکت کردم. راستی یه نظر سنجیه باحال تو وبلاگم گذاشتم که حتما شرکت کن. یادت نره هااااااا

مریم مامان فاطمه

سلام مامانی. رسیدن به خیر. همه جا سر زدی اما تولد دختر من نیومدی ها[چشمک]!! خدا رو شکر که خوش گذشت. حامی جون رو ببوس.[قلب]

مزدا

سلام عکساتون باز نمی شه چرا به جاش یه عالمه نوشته خارجکی دیده می شه. در ضمن شما نمی خواید ما رو لینک کنین. نترسین بابا کارای بد یاد حامی نمی دم(دروغ که استخون نداره تو گلوم گیر کنه بعدا می زنیم زیرش) [شیطان][شیطان][شیطان]

مریم مامان فاطمه

سلام. معلوم هست کجایی؟ نه به اینکه هر روز آپ میکردی. نه به این غیبتت. لااقل بیا بهم سر بزن و از حالتون بهم خبر بده. دلم تنگ شد واسه حامی جون.[گریه][گریه][گریه]

مزدا

دیدین بعضی از این باباها و مامانا رو که انگار همه کارشون رو ول کردن نیشستن که ما بچه‌ها یه سوتی بدیم یا یه کلمه‌ای رو اشتباه بگیم تا اونا از اون به بعد در هر جمعی آبروی ما رو ببرن. تازه بعضی از این بزرگترای با کلاس‌تر که از وبلاگ و این چیزا هم سر در میارن، بلافاصله هر اشتباهی رو تو وبلاگ، تو بوق و کرنا می‌کنن... اگه می خواین از نظرات گهربار ما در این زمینه خبردار بشین، بقیه مطلب رو در وبلاگمون بخونین. نظر هم یادتون نره!! در ضمن وبلاگ داداشمون آرین هم به روزه...